
نمی دانم چه در سر دارم امشب
زدم بر سیم آخر دیگر امشب
زآهم صد هزاران ناله خیزد
بیابان در بیابان لاله خیزد
-
زموج ناله ام عرش الهی
شود در بحر حیرت همچو ماهی
اگز آه می کشم طوفان برآید
امان از آتشی کز جان برآید
-
بسوزاند زمین وآسمان را
نگه دارد تکاپوی زمان را
یکی گوید سرا پا عیب دارم
یکی گویدزبا از غیب دارم
-
نمی دانم چه هستم هرچه هستم
قلم چون تیغ می رقصد به دستم
نه دعبل نه پرزتک نه کمیتم
ولیکن نمی دانم چه در سر دارم امشب
زدم بر سیم آخر دیگر امشب
زآهم صد هزاران ناله خیزد
بیابان در بیابان لاله خیزد
-
زموج ناله ام عرش الهی
شود در بحر حیرت همچو ماهی
اگز آه می کشم طوفان برآید
امان از آتشی کز جان برآید
-
بسوزاند زمین وآسمان را
نگه دارد تکاپوی زمان را
یکی گوید سرا پا عیب دارم
یکی گویدزبا از غیب دارم
-
نمی دانم چه هستم هرچه هستم
قلم چون تیغ می رقصد به دستم
نه دعبل نه پرزتک نه کمیتم
ولیکن خاک پای اهل بیتم
