|
كدام امام؟! [انتقاد کیهان از سخنان اخیر آقای خاتمی] روزنامه کیهان- ۱۷ اردیبهشت۸۷ |
جناب آقای سید محمد خاتمی اخیرا در موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره) و در جمع تعدادی از دانشجویان نكات قابل تاملی را در مورد بعضی از محورهای فكری و مواضع سیاسی امام راحل(ره) بیان نموده است. ایشان در ابتدای سخنان خود به نكته درستی اشاره كرده و می گوید: «اگر واقعا وفادار به امام و انقلاب و ارزش های انقلاب هستیم باید بدانیم كه نظام مورد درخواست امام و مردم چه بود و روشنگری كنیم كه مبادا خدای ناكرده تحت این عنوان انحراف و مشكلی پیش آید كه تناسب یا سنخیتی با آن اندیشه و خواست اصلی نداشته باشد.» البته آقای خاتمی در ادامه سخنان خود به این نكته صحیح آغازین وفادار نمی ماند و به انكار، تحریف، وارونه نمایی و برخورد گزینشی با اندیشه های امام خمینی(ره) می پردازد كه در اینجا به بیان گوشه هایی از آن می پردازیم:
1- یكی از روش های بارز امام خمینی(ره) در شكل دهی به فرایند حاكمیت دین و توسعه بیداری اسلامی، تاكید مداوم بر این نكته بود كه ما یك «اسلام» نداریم، بلكه «اسلام»های متفاوت و بعضا متعارضی داریم كه یكی در مسیر قدرت های استعماری، جهان سرمایه داری، تحجر و ... قرار داشته و امام راحل(ره) مجموعه آنها را در قالب «اسلام آمریكایی» نامگذاری كردند و دیگری اسلامی است كه در مسیر حمایت از مستضعفین، رنجدیدگان تاریخ، عارفان مبارزه جو و... حركت كرده كه امام خمینی(ره) آن را «اسلام ناب محمدی(ص)» می دانستند و تاكید داشتند كه در میان چهره های مختلفی كه از اسلام در سطح جهان عرضه می شود تنها این اسلام اصالت داشته و باید برای پیاده سازی آن تلاش و مجاهدت نمود و در عین حال باید مبارزه با سایر وجوه و چهره های تحریف شده اسلام را همواره نصب العین قرار داد. این چنین است كه عباراتی نظیر «اسلام پابرهنگان و محرومان»، «اسلام مستضعفان»، «اسلام رنجدیدگان تاریخ»، «اسلام عارفان مبارزه جو» و همچنین «اسلام رضاخانی و محمدرضاخانی»، «اسلام شاهنشاهی»، «اسلام مقدس نماهای متحجر»، «اسلام سرمایه داران» و «اسلام مرفهین بی درد» را می توان در قدیمی ترین آثار مكتوب امام راحل(ره) تا آخرین بیانات ایشان جستجو نمود.
این تفكیك استراتژیك میان دو چهره موجود از اسلام- یكی واقعی و دیگری دروغین- تا آنجا اهمیت یافته است كه سردمداران غرب نیز طی سالیان اخیر به این تفكیك توجه كرده و مكررا اعلام می كنند كه «ما یك نوع اسلام نداریم». غربی ها با تفكیك انواع اسلام به دو گروه «اسلام سیاسی» و «اسلام مدرن» دائما نوك پیكان تهاجم خود را بر اسلام سیاسی و انقلابی متمركز كرده و تاكید می نمایند كه ما با این اسلام مشكل داریم و از ترویج اسلامی كه با آموزه های مورد قبول غرب سازگاری داشته و تامین كننده منافع قدرت های غربی باشد حمایت می كنیم.
البته امام راحل(ره) این تفكیك استراتژیك را تنها در مقام نظر دنبال نمی كردند و به خصوص در سال های پایانی عمر مباركشان تلاش داشتند كه این نظریه را در مناسبات سیاسی و اجتماعی كشور پیاده سازی نموده و زمینه را برای عدم حضور جریان اسلام آمریكایی در اركان نظام جمهوری اسلامی تمهید نمایند. بر همین مبنا حضرت امام خمینی(ره) در آستانه انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی خواستار طرد هواداران اسلام آمریكایی از قوه مقننه شده و فرمودند: «مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رای می دهند كه ... در یك كلام مدافع اسلام ناب محمدی(ص) باشند و افرادی را كه طرفدار اسلام سرمایه داری، اسلام مستكبرین، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یك كلمه اسلام آمریكایی هستند را طرد نموده و به مردم معرفی نمایند.»
علیرغم این راهبرد امام خمینی(ره) در معرفی دو جریان متعارض موجود در جامعه اسلامی و لزوم طرد معتقدان به تفكر اسلام آمریكایی، جناب آقای خاتمی صراحتا این راهبرد را نفی كرده و اعلام نمود: «بعضی متاسفانه می گویند دو جریان بیشتر نداریم، یكی به معیارهای اصلی و خدا و پیغمبر و ارزش های انقلاب ]بخوانید اسلام ناب محمدی(ص)[ معتقد است جدا از این جریان هم عده ای را خارج از دایره می دانند كه نباید در عرصه حضور داشته باشند... این تقسیم بندی اگر شد بدانید نشانه یك انحراف بزرگ(!) در جامعه ماست. این كه اجازه دهیم در عرصه سیاست این مرزبندی ها وارد شود من در این زمینه اعلام خطر می كنم(!)».
هرچند كه احتمال می رود برآشفتگی آقای خاتمی از تفكیك «اسلام ناب» و «اسلام آمریكایی» با آگاهی مردم از همسویی و پیوند استراتژیك بخش هایی از مدعیان اصلاحات با غرب- به سركردگی آمریكا- و اقبال عمومی ایرانیان به اصولگرایان به عنوان معتقدان و مدافعان جدی و پیگیر «اسلام ناب محمدی(ص)» بی ارتباط نباشد، و بر این اساس عصبانیت و «اعلام خطر»(!) وی قابل درك است اما نكته تاسف برانگیز اینجاست كه چرا رویگردانی مردم از «یاران خاتمی» باعث شده است تا آقای خاتمی در موسسه ای كه قاعدتا باید مدافع چارچوب نظری امام خمینی(ره) باشد حضور یافته و به بهانه شكست یاران خود، یكی از محورهای راهبردی اندیشه امام راحل(ره) را به زیر سؤال بكشد؟ و البته این سؤال در برابر مسئولین محترم موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره) نیز قرار دارد كه چرا بستر چنین موضعگیری هایی را فراهم نموده و تریبون خود را در مسیر انكار و نفی مواضع امام راحل(ره) تنظیم می كنند؟!
2- جناب آقای خاتمی در فرازی دیگر از سخنان خود و بدون آنكه توضیح دهد چه كسی و در كدام رده از نظام جمهوری اسلامی به بهانه صدور انقلاب «خرابكاری»(!) و «بمب گذاری»(!) را توصیه و اجرا نموده است؟! و اظهاراتی كه متاسفانه با استقبال رسانه های غربی نیز روبرو گردید مدعی شد: «امام چه می خواست و منظورش از صدور انقلاب چه بود؟ این كه ما اسلحه بگیریم و در دیگر كشورها انفجار ایجاد كنیم و گروه هایی درست كنیم كه در دیگر كشورها خرابكاری كنند؟»(!)
آقای خاتمی سپس با نفی انقلاب اسلامی در برابر جهان كفر و شرك و استكبار، انقلاب اسلامی را در چارچوب مرزهای ایران متوقف و محدود ساخته و با تحریف و فروكاستن دیدگاه امام راحل(ره) در خصوص « صدور انقلاب» ادعا می نماید: «منظور امام ]از صدور انقلاب[ این بود كه ما این جا الگو بسازیم؛ یعنی انسان ببیند كه در این جامعه اقتصاد و علم و حرمت انسانها خوب است... این مهم ترین راه صدور انقلاب بود.»
فروكاستن و تحدید مفهوم صدور انقلاب به تامین اقتصاد و علم و حرمت انسانها آن هم فقط در چارچوب مرزهای جغرافیایی ایران به وضوح با آنچه كه امام راحل(ره) در قالب مفهوم صدور انقلاب پیگیری می نمودند متفاوت است كه با بررسی چند فراز از پیام های آن رهبر فقید به آسانی می توان این تفاوت را دید. آن جا كه می فرمایند: «من از گوشه بیمارستان به آفریقا و شرق زیر سلطه و تمام كشورهای تحت ستم اخطار می كنم كه متحد شوید و دست آمریكای جنایتكار را از سرزمین های خود قطع كنید. دست آمریكا و سایر ابرقدرت ها تا مرفق به خون جوانان ما و سایر مردم مظلوم رزمنده فرو رفته است. ما تا آخرین قطره خون خویش با آنان شدیدا می جنگیم، چرا كه مرد جنگیم. ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می كنیم چرا كه انقلاب ما اسلامی است تا بانگ لااله الاالله و محمد رسول الله(ص) بر تمام جهان طنین نیفكند مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجای جهان علیه مستكبرین هست ما هستیم. ما از مردم بی پناه لبنان و فلسطین در مقابل اسرائیل دفاع می كنیم... ما از تمام كشورهای زیرسلطه برای به دست آوردن آزادی و استقلال كاملا پشتیبانی می نماییم و به آنان صریحا می گوییم كه حق گرفتنی است، قیام كنید و ابرقدرت ها را از صحنه تاریخ و روزگار براندازید... ما با كمونیزم بین الملل به همان اندازه درستیزیم كه با جهانخواران غرب به سركردگی آمریكا. و با صهیونیزم و اسرائیل شدیدا مبارزه می كنیم. هر دو ابرقدرت كمر به نابودی ملل مستضعف بسته اند و ما باید از مستضعفین جهان پشتیبانی كنیم. ما باید در صدور انقلابمان به جهان كوشش كنیم و تفكر اینكه ما انقلابمان را صادر نمی كنیم كنارگذاریم... تمام قدرت ها و ابرقدرت ها به نابودی ما كمر بسته اند و اگر ما در محیطی دربسته بمانیم قطعا با شكست مواجه خواهیم شد. ما باید حسابمان را صریحا با قدرت ها و ابرقدرت ها یكسره كنیم و به آنها نشان دهیم كه با تمام گرفتاری های مشقت باری كه داریم، با جهان برخوردی مكتبی می نماییم.» (صحیفه نور- جلد7 صفحات 92 و 137)
از جناب آقای خاتمی می پرسیم كه آیا نفی تفكیك راهبردی «اسلام ناب» از «اسلام آمریكایی» و فروكاستن مفهوم صدور انقلاب و نفی انقلاب اسلامی در برابر جهان كفر و شرك- آنهم به نام اندیشه امام راحل(ره) و در موسسه نشر آثار ایشان-، از چه «تناسب» یا «سنخیتی» با مواضع صریح و دغدغه ها و رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره) بهره مند است كه ایشان با نام «امام» مواضع «امام» را انكار می كند؟!
به راستی «امام» مورد نظر آقای خاتمی كیست كه مواضعش این چنین با مواضع بنیانگذار جمهوری اسلامی در تنافر، تباین و تعارض قرار دارد. بدیهی است این قبیل مواضع در تحریف و نفی آرمان های امام خمینی(ره)،- كه از سوی برخی مدعیان اصلاحات دنبال می شود- ذره ای بر پیوند وثیق امت و امام موثر نخواهد بود و همچنان مسیر روشن خط امام، خط سیر جامعه انقلابی مان را ترسیم و تثبیت خواهد نمود.
نویسنده: عبدالرضا داوری
1- یكی از روش های بارز امام خمینی(ره) در شكل دهی به فرایند حاكمیت دین و توسعه بیداری اسلامی، تاكید مداوم بر این نكته بود كه ما یك «اسلام» نداریم، بلكه «اسلام»های متفاوت و بعضا متعارضی داریم كه یكی در مسیر قدرت های استعماری، جهان سرمایه داری، تحجر و ... قرار داشته و امام راحل(ره) مجموعه آنها را در قالب «اسلام آمریكایی» نامگذاری كردند و دیگری اسلامی است كه در مسیر حمایت از مستضعفین، رنجدیدگان تاریخ، عارفان مبارزه جو و... حركت كرده كه امام خمینی(ره) آن را «اسلام ناب محمدی(ص)» می دانستند و تاكید داشتند كه در میان چهره های مختلفی كه از اسلام در سطح جهان عرضه می شود تنها این اسلام اصالت داشته و باید برای پیاده سازی آن تلاش و مجاهدت نمود و در عین حال باید مبارزه با سایر وجوه و چهره های تحریف شده اسلام را همواره نصب العین قرار داد. این چنین است كه عباراتی نظیر «اسلام پابرهنگان و محرومان»، «اسلام مستضعفان»، «اسلام رنجدیدگان تاریخ»، «اسلام عارفان مبارزه جو» و همچنین «اسلام رضاخانی و محمدرضاخانی»، «اسلام شاهنشاهی»، «اسلام مقدس نماهای متحجر»، «اسلام سرمایه داران» و «اسلام مرفهین بی درد» را می توان در قدیمی ترین آثار مكتوب امام راحل(ره) تا آخرین بیانات ایشان جستجو نمود.
این تفكیك استراتژیك میان دو چهره موجود از اسلام- یكی واقعی و دیگری دروغین- تا آنجا اهمیت یافته است كه سردمداران غرب نیز طی سالیان اخیر به این تفكیك توجه كرده و مكررا اعلام می كنند كه «ما یك نوع اسلام نداریم». غربی ها با تفكیك انواع اسلام به دو گروه «اسلام سیاسی» و «اسلام مدرن» دائما نوك پیكان تهاجم خود را بر اسلام سیاسی و انقلابی متمركز كرده و تاكید می نمایند كه ما با این اسلام مشكل داریم و از ترویج اسلامی كه با آموزه های مورد قبول غرب سازگاری داشته و تامین كننده منافع قدرت های غربی باشد حمایت می كنیم.
البته امام راحل(ره) این تفكیك استراتژیك را تنها در مقام نظر دنبال نمی كردند و به خصوص در سال های پایانی عمر مباركشان تلاش داشتند كه این نظریه را در مناسبات سیاسی و اجتماعی كشور پیاده سازی نموده و زمینه را برای عدم حضور جریان اسلام آمریكایی در اركان نظام جمهوری اسلامی تمهید نمایند. بر همین مبنا حضرت امام خمینی(ره) در آستانه انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی خواستار طرد هواداران اسلام آمریكایی از قوه مقننه شده و فرمودند: «مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رای می دهند كه ... در یك كلام مدافع اسلام ناب محمدی(ص) باشند و افرادی را كه طرفدار اسلام سرمایه داری، اسلام مستكبرین، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یك كلمه اسلام آمریكایی هستند را طرد نموده و به مردم معرفی نمایند.»
علیرغم این راهبرد امام خمینی(ره) در معرفی دو جریان متعارض موجود در جامعه اسلامی و لزوم طرد معتقدان به تفكر اسلام آمریكایی، جناب آقای خاتمی صراحتا این راهبرد را نفی كرده و اعلام نمود: «بعضی متاسفانه می گویند دو جریان بیشتر نداریم، یكی به معیارهای اصلی و خدا و پیغمبر و ارزش های انقلاب ]بخوانید اسلام ناب محمدی(ص)[ معتقد است جدا از این جریان هم عده ای را خارج از دایره می دانند كه نباید در عرصه حضور داشته باشند... این تقسیم بندی اگر شد بدانید نشانه یك انحراف بزرگ(!) در جامعه ماست. این كه اجازه دهیم در عرصه سیاست این مرزبندی ها وارد شود من در این زمینه اعلام خطر می كنم(!)».
هرچند كه احتمال می رود برآشفتگی آقای خاتمی از تفكیك «اسلام ناب» و «اسلام آمریكایی» با آگاهی مردم از همسویی و پیوند استراتژیك بخش هایی از مدعیان اصلاحات با غرب- به سركردگی آمریكا- و اقبال عمومی ایرانیان به اصولگرایان به عنوان معتقدان و مدافعان جدی و پیگیر «اسلام ناب محمدی(ص)» بی ارتباط نباشد، و بر این اساس عصبانیت و «اعلام خطر»(!) وی قابل درك است اما نكته تاسف برانگیز اینجاست كه چرا رویگردانی مردم از «یاران خاتمی» باعث شده است تا آقای خاتمی در موسسه ای كه قاعدتا باید مدافع چارچوب نظری امام خمینی(ره) باشد حضور یافته و به بهانه شكست یاران خود، یكی از محورهای راهبردی اندیشه امام راحل(ره) را به زیر سؤال بكشد؟ و البته این سؤال در برابر مسئولین محترم موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره) نیز قرار دارد كه چرا بستر چنین موضعگیری هایی را فراهم نموده و تریبون خود را در مسیر انكار و نفی مواضع امام راحل(ره) تنظیم می كنند؟!
2- جناب آقای خاتمی در فرازی دیگر از سخنان خود و بدون آنكه توضیح دهد چه كسی و در كدام رده از نظام جمهوری اسلامی به بهانه صدور انقلاب «خرابكاری»(!) و «بمب گذاری»(!) را توصیه و اجرا نموده است؟! و اظهاراتی كه متاسفانه با استقبال رسانه های غربی نیز روبرو گردید مدعی شد: «امام چه می خواست و منظورش از صدور انقلاب چه بود؟ این كه ما اسلحه بگیریم و در دیگر كشورها انفجار ایجاد كنیم و گروه هایی درست كنیم كه در دیگر كشورها خرابكاری كنند؟»(!)
آقای خاتمی سپس با نفی انقلاب اسلامی در برابر جهان كفر و شرك و استكبار، انقلاب اسلامی را در چارچوب مرزهای ایران متوقف و محدود ساخته و با تحریف و فروكاستن دیدگاه امام راحل(ره) در خصوص « صدور انقلاب» ادعا می نماید: «منظور امام ]از صدور انقلاب[ این بود كه ما این جا الگو بسازیم؛ یعنی انسان ببیند كه در این جامعه اقتصاد و علم و حرمت انسانها خوب است... این مهم ترین راه صدور انقلاب بود.»
فروكاستن و تحدید مفهوم صدور انقلاب به تامین اقتصاد و علم و حرمت انسانها آن هم فقط در چارچوب مرزهای جغرافیایی ایران به وضوح با آنچه كه امام راحل(ره) در قالب مفهوم صدور انقلاب پیگیری می نمودند متفاوت است كه با بررسی چند فراز از پیام های آن رهبر فقید به آسانی می توان این تفاوت را دید. آن جا كه می فرمایند: «من از گوشه بیمارستان به آفریقا و شرق زیر سلطه و تمام كشورهای تحت ستم اخطار می كنم كه متحد شوید و دست آمریكای جنایتكار را از سرزمین های خود قطع كنید. دست آمریكا و سایر ابرقدرت ها تا مرفق به خون جوانان ما و سایر مردم مظلوم رزمنده فرو رفته است. ما تا آخرین قطره خون خویش با آنان شدیدا می جنگیم، چرا كه مرد جنگیم. ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می كنیم چرا كه انقلاب ما اسلامی است تا بانگ لااله الاالله و محمد رسول الله(ص) بر تمام جهان طنین نیفكند مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجای جهان علیه مستكبرین هست ما هستیم. ما از مردم بی پناه لبنان و فلسطین در مقابل اسرائیل دفاع می كنیم... ما از تمام كشورهای زیرسلطه برای به دست آوردن آزادی و استقلال كاملا پشتیبانی می نماییم و به آنان صریحا می گوییم كه حق گرفتنی است، قیام كنید و ابرقدرت ها را از صحنه تاریخ و روزگار براندازید... ما با كمونیزم بین الملل به همان اندازه درستیزیم كه با جهانخواران غرب به سركردگی آمریكا. و با صهیونیزم و اسرائیل شدیدا مبارزه می كنیم. هر دو ابرقدرت كمر به نابودی ملل مستضعف بسته اند و ما باید از مستضعفین جهان پشتیبانی كنیم. ما باید در صدور انقلابمان به جهان كوشش كنیم و تفكر اینكه ما انقلابمان را صادر نمی كنیم كنارگذاریم... تمام قدرت ها و ابرقدرت ها به نابودی ما كمر بسته اند و اگر ما در محیطی دربسته بمانیم قطعا با شكست مواجه خواهیم شد. ما باید حسابمان را صریحا با قدرت ها و ابرقدرت ها یكسره كنیم و به آنها نشان دهیم كه با تمام گرفتاری های مشقت باری كه داریم، با جهان برخوردی مكتبی می نماییم.» (صحیفه نور- جلد7 صفحات 92 و 137)
از جناب آقای خاتمی می پرسیم كه آیا نفی تفكیك راهبردی «اسلام ناب» از «اسلام آمریكایی» و فروكاستن مفهوم صدور انقلاب و نفی انقلاب اسلامی در برابر جهان كفر و شرك- آنهم به نام اندیشه امام راحل(ره) و در موسسه نشر آثار ایشان-، از چه «تناسب» یا «سنخیتی» با مواضع صریح و دغدغه ها و رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره) بهره مند است كه ایشان با نام «امام» مواضع «امام» را انكار می كند؟!
به راستی «امام» مورد نظر آقای خاتمی كیست كه مواضعش این چنین با مواضع بنیانگذار جمهوری اسلامی در تنافر، تباین و تعارض قرار دارد. بدیهی است این قبیل مواضع در تحریف و نفی آرمان های امام خمینی(ره)،- كه از سوی برخی مدعیان اصلاحات دنبال می شود- ذره ای بر پیوند وثیق امت و امام موثر نخواهد بود و همچنان مسیر روشن خط امام، خط سیر جامعه انقلابی مان را ترسیم و تثبیت خواهد نمود.
نویسنده: عبدالرضا داوری
